عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

413

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

پيامبران دارا است ، و نادارى نشانه و شعار نيكان است . و روايت شده كه پيامبرى از نادارى سخت به خداوند ناليد ، خداوند بر او چنين وحى كرد : كار و حال تو در پيش من چنين روان است ، آيا دينار مىخواهى تا براى تو اين نظام را به هم بزنم ! با وجود اين نبايد حال پيامبران را - چنان كه تصريح كرده‌اند - با تهيدستى وصف كرد ، زيرا كه آنها از روى قدرت دنيا را رها كرده‌اند و حديث فقر حقيقتى ندارد . و بحترى گويد : فقر كفقر الانبياء و غربة * و صبابة ليس البلاء بواحد يعنى : تهيدستى چون تهيدستى پيامبران دارم و بىكسى و تنهايى ، و دلدادگى و عاشقى ، اين همه يك درد نيست . فقع قرقر . هر خوار ناتوانى را كه نمىتواند ستمكار را از خود دفع كند به قارچ ستبر مثل زنند كه سفيد و كلفت باشد و زود فاسد شود و دير نپايد ، چنان كه گويند : « أذلّ من فقع بقاع قرقر » يعنى : از قارچ بيابان قرقر نيز ناتوان‌تر و خوارتر است . شاعر گفته : . . . و لا تحسبنّى فقع قاع بقرقر يعنى : نپندار كه من قارچ بيابان قرقر هستم . فقه ابى حنيفة . به دانايى و فقاهت ابو حنيفه مثل زنند . گفته‌اند چهار تن هستند كه نه پيش از خود همتايى داشتند و نه پس از خود ، و آنها اينان هستند : ابو حنيفه در فقه ، خليل در ادبيات ، جاحظ در آثار و تأليفات و ابو تمّام در شعر . . . و از كسانى كه به فقه ابو حنيفه مثل زده ، ابن طباطبا است كه در نكوهش ابو على رستمى گفته : كفرا بعلمك يا بن رستم كلّه * و بما حفظت سوى الكتاب المنزل لو كنت يونس فى دوائر نحوه * او كنت قطرب فى الغريب المشكل و حويت فقه أبى حنيفة كلّه * ثمّ انتميت لرستم لم تنبل